خیلی وقتها آدمها وارد رابطهای میشن که از همون اول یا بعد از مدتی، یه سری رفتارها توی شریک زندگیشون میبینن که براشون قابل توضیح نیست. نه اونقدر واضحه که بشه اسم خاصی روش گذاشت، نه اونقدر کمه که بشه نادیدهش گرفت. فقط یه حس مبهم هست که میگه «یه جای این رابطه میلنگه». همین حسِ نامشخص،...
خیلی از والدین یه جایی از مسیر متوجه میشن که بچهشون با یکی از اونها راحتتره، بیشتر حرف میزنه، بیشتر بغل میخواد یا ترجیح میده کنارش باشه، اما با اون یکی سردتره، کمتر ارتباط میگیره یا حتی گاهی مقاومت نشون میده. این وضعیت معمولاً برای والدین ناراحتکننده و گیجکنندهست، چون اولین فکری که...
یکی از چیزهایی که خیلی از رابطهها رو به دردسر میندازه اینه که یکی از زوجین، وقتی رابطه داره جدیتر و عمیقتر میشه، یهجوری عقب میکشه.نه به خاطر اینکه حسش کم شده یا نمیخواد رابطه ادامه پیدا کنه؛ خیلی وقتها خودش هم دقیق نمیدونه چرا این اتفاق میافته.فقط میفهمه هر وقت صمیمیت زیاد میشه، یه...
کنترلگری همیشه با داد زدن یا دستور دادن شروع نمیشه. اتفاقاً خیلی وقتها کنترلگری از جاهایی وارد رابطه میشه که خیلی نرم و بیصداست. آدم ممکنه حتی چند ماه یا چند سال متوجه نشه که طرف مقابلش داره کمکم روی تصمیمها، احساسات و آزادیهای شخصیش تأثیر میذاره. به همین دلیل اسمش رو گذاشتن «کنترلگری...
اضطراب فقط یه حس نیست؛ یه انرژی پنهانه که از درون والدین، آرامآرام به فضای خونه و بعد به وجود کودک منتقل میشه.کودکان شاید معنی نگرانی یا استرس رو نفهمن، اما بهخوبی اون رو احساس میکنن — از لحن صدا، از حالت چهره، از واکنشهای روزمره.وقتی والدین مضطرب باشن، بچهها هم ناخودآگاه یاد میگیرن که...
خیلی وقتها ما فکر میکنیم «هرچی بیشتر به کسی نیاز داشته باشم، یعنی بیشتر دوستش دارم».اما واقعیت اینه که نیاز شدید به حضور طرف مقابل همیشه نشونهی عشق نیست — گاهی نشونهی ترس از تنهاییه، نه علاقهی واقعی.وابستگی عاطفی ممکنه تو رابطههایی شکل بگیره که سالها ادامه پیدا کرده، ولی دیگه رشد نداره....
احساس ناامنی توی رابطه یعنی مدام نگران از دست دادن طرف مقابل بودن، شک داشتن، مقایسه کردن یا دائم به دنبال اطمینان خاطر گشتن.این حس میتونه آدم رو خسته کنه، حتی اگه عشق واقعی بینتون وجود داشته باشه.واقعیت اینه که بیشتر وقتها احساس ناامنی از کمبود عشق نیست، از کمبود اعتماد به خودت شروع...
گاهی نوجوانها توی اوج زندگی، توی سنی که باید پر از هیجان و رویا باشن، یه جملهی سنگین میگن:«هیچچیز برام معنی نداره…»احساس پوچی در نوجوانی یعنی همون لحظهای که زندگی رنگش رو از دست میده، انگیزه میره و همهچیز بیهدف به نظر میرسه.اما پشت این احساس، معمولاً ناامیدی، فشار روانی و گاهی زخمهای...
بعضی از بچهها از همون صبحی که بیدار میشن، دلشون میخواد مدرسه نرن.بهانه میارن، دلدرد یا تهوع میگیرن، و حتی گریه میکنن.اما پشت این رفتارها، معمولاً یه احساس پنهانه: اضطراب.اضطرابی که اگه جدی گرفته نشه، میتونه به ترس از یادگیری، افت تحصیلی و حتی گوشهگیری اجتماعی تبدیل...
اعتماد یکی از مهمترین ستونهای روابط انسانیه. وقتی اعتماد وجود داشته باشه، آدمها راحتتر احساسات و افکارشون رو به اشتراک میذارن و حس امنیت میکنن. اما بعضی نوجوانها اصلاً به کسی اعتماد ندارن. نه به خانواده، نه به دوستان، و حتی نه به همسنوسالهای خودشون. این بیاعتمادی میتونه باعث بشه...